اوایل زندگی همش میگفت تو نظم نداری،حالا که از تمام جون و وجودم دارم مایه میزارم که آقا رو به نظمی که دلخواهشه برسونم بازم بهانه میگیره نمی دونم واقعا چیکار کنم ،دارم دلسرد میشم ،مصطفی اصلا قدر شناس نیست وهرچقدرم سعی کنی اونی بشی که میخواد بازم قانع نمیشه و یه بهانه ای داره ،زندگی من با وجودی که بچه ی یکسال وسه ماهه دارم وبسیار وابسته وشلوغ کاره همیشه مرتب وتمیزه همین دوهفته ی پیش وقتی از در وارد شد بجای تشکر وقدردانی به نظافت خونه گیر داد اونم به زشت ترین حالت ،در واقع مصطفی بجای حرف زدن همیشه عین پیرزن ها نچ نچ میکنه و طعنه نثار آدم میکنه ،شاید خودش ندونه که اینکارش چقدر زشته و منو ناراحت میکنه!!امشب بمن میگه :چند وقته اوتوی لباسارو رها کردی !واقعا خجالت آوره ،تهوع آوره حرفاش ،
برچسب:
نویسنده: ایلیا رضوانی